128
ای خدا اینهمه بلاگ که همش چرت و پرت می نویسن اونوقت باید راس بیان بلاگ من بدبخت رو ف ی ل ت ر کنن ؟؟؟ آخه موندم چی داشت مگه ؟ جز چارتا شعر! وقتی دیدم ف ی ل ت ر شده اولش جا خوردم گفتم من اشتپ آدرس بلاگمو دادم بعد هی اینور هی اونور دیدم نه بابا اینجا همون دلخوشی مجازی منه که بستنش ! بعدم دیونه شدم و بدون در نظر گرفتن زمان بلند بلند شروع کردم به فحش دادن و رفتم مسنجر هزار تا پی ام که:« هیوا فیلتر شدی !اخی بمیرم برات » « حقت بود اینقد زر زر می کنی اونجا » « هیوا می مردی حالا ی شعر زیر هجده سال می ذاشتی ؟» و . . . .بعدم باز ر ی د م ا ن شد تو حس و حالم بازم شروع کردم به فحش دادن و پرت کردن چند تا تیکه ب درو دیوار اتاقم که یهو صدا بابا بلند شد :« چته نصفه شبی ؟ سگ پاچتو گرفته ؟ » منم از ترس اینکه نیاد تو اتاقم خودم رفتم بیرون .ی کم سرزنش تحمل کردم :« میشه فردا باهاتون صحبت کنم ؟ الان حالم خوب نیست !» بنده خدام رفت باز بخوابه !ومن بدجور اعصابم خورده وسعی دارم باخوردن مشروب آروم بشم ٬ تا الان که نشدم . . .