ناهارو باغ بودیم بابای چن تا کارگر گرفته بود تا آلبالوها رو بچینن ! وقتی هم چیده شد همشو در چشم برهم زدنی تعارف به دوست و آشنا داد و ی مقدارم آوردیم خونه ! ی دل سیر آلبالو خوردم ترش ترش ترش .شیپی هم خوشش می یاد از طعم ترش مامان زنگ زد که ی مقدارشو مربا درست کنم باقی رو هم شربت ! حالا بیا و درستش کن از مونا جون هم خبری نبود تا کمکم کنه و منم نشستم پای دوتا جعبه آلبالو و شروع کردم به دونه کردنشون برا مربا مامان هم هی دم به دقیقه می زنگیدکه چی کار کنم و چطور درست کنم . سرو صورتم پر شده بود از خالهای رنگی سرخ و ی وقتی دیدم دستم سرخ سرخ شده مث این بچه ها لیسیدمش اینقده خوشم اومد از طعم ترشش که حد نداشت بابا هم اعصابش خورد شده بود :« اینقد کثیف بازی در نیار تمیز تر دونه کن تا آبش نپاشه رو سرو صورتت » شیپی و ل کن نبود وهی آلبالو می خواست از ترس بابا که گیر بده به بودن شیپی کنار جعبه ،گذاشتمش تو اتاق و درو روش قفل کردم تا وقتی که بابا رفت ، بعد آوردمش بیرون ی چن بار دستمو پر کردمو گرفتم جلو دهنش واونم می خوردشون ولی بعد که دیگه نذاشتم رفت ی گوشه کز کرد ی وقتی دیدم پام داغ شده نیگا می کنم بی شرف پاهامو که آب آلبالوپاشیده بود روش رو می لیسید و مث خر کیف می کرد حسابی رنگی شده بودم واین وسط کلی از آلبالوها رو هم هدر دادم ! ولی به بازی و لیسیدن دست و پا می ارزید  .بالاخره با بدبختی همشونو دونه کردم و باز مامان زنگید و گفت که چی کار کنم ! همش می ترسیدم خوب نشه و بابا مسخرم کنه ولی شکر خدا مربام که خیلی خوب شده و دهن موناجونو بستم حسابی .کلی هم شربت گرفتم ازشون ! .بگذریم .عصری بچه ها هی می زنگیدن که بیا انجمنو اینا ولی من دیگه با اون افتضاحی که دفعه قبل بار آورده بودم روی رفتن رو نداشتم ! هر چن دلم هم بدجور لک زده بود برا اونجا ولی چی کار می تونستم بکنم .کلی بهونه آوردم که مهمون دارمو فلان تا دیگه تماساشون قطع شد .بعدم خسته از تنهایی اومدم مزار ! یکی دوهفته ای میشه بهت سر نزده بودم ! نه اینکه فراموشم بشه ها نه ! واقعیتش اینکه عمدا نیومدم ، نیومدم تا شاید کم کم بتونم تورو ی جایی بنشونم اون ته مه ها ! ولی نمیشه، بخدا نمیشه ، مث گل خیار میمونه این حس لعنتیم به تو هی گل باز می کنه ! ی وقتایی احساس می کنم باید برم مشاوره ی وقتایی هم خودمو برا این حسم لعن و نفرین می کنم ! عجب روزگارم گ و ه شده ، عجب گره کوری خوره !یادته می گفتی «ی گره کور رو نباید روش زیاد خودتو اذیت کنی باید یهو به دندون بگیریش و بکشی یا باز میشه و یا اونقدر کورو کوچیک میشه که دیگه به چشم نیاد !» والله بارها خواستم این گره کور روبه دندون بکشم ولی دلم نیومد ! گفتنش هم سخته نمیدونم چطور بگم در صورتیکه می دونم چی می خوام بگم !!!