239
تازه رفتم مسنجر هنوز چراغمو روشن نکرده بودم که یهو فرزام پی ام داد وکلی اذیت کردن و فحشیدن که تو چرا گوشیت خاموشه ! مث اینکه فقط میشه اینجا پیدات کردو . . . بی شرف انگار نشسته بود و هی منو چک می کرد که چه وقت آن میشم !هی براش آیکون ماچ و بغل سند کردم آروم نشد که نشد ! بیشتر دور برداشت و هی فحشم میداد دیگه عصبی شدم « همین چن ساعت پیش ی ساعت تموم ویز زدی برا من ها ! باز چی کار داری خب ؟ » « الاغ گ و ه من خبر از دلم نداری که ! هنوز تو شوکم تو خودت بودی یا نه ؟ دلم تاب نداشت دوساعته هی می زنگم که دوباره باهات حرف بزنم خاموشه ! از عمو جرات نکردم این وقت شب خونه رو بگیرم ! من دلم باز اون حرفا رو می خواد » !!!!!! کثافت احمق خوبه دوره ٬ خوبه اینجا نیست . . .والله !اونقدر اصرار کردتا گوشی رو روشن کردم ولی دیگه حسش نبود براش لاو بترکونم و دلتنگی رو با دامنه لغات ب قول خودش خاصم بهشون نشون بدم !« ببین اون ی بعد دیگه شخصیت من بود که هراز گاهی خودشو نشون میده و بستگی ب شرایط روحیم داره تو الان خودتو هم بکشی من حس و حالم لاو ترکونی برات نیست پس برو بگیر مث بچه ادم بخواب و مزاحم منم نشو »هی حرف زدو هی حرف زد آخرشم چارتا فحش داد و گفت «بخدا مم بعد گوشیت خاموش باشه ی وقت دیدی باز برگشتم اونوقت خود دانی ؟ »!!!!! بچه پروی عوضی فک کرده کیه ؟و نهایت باز دعوامون شد وباز من گوشی رو خاموش کردم و از مسنجر هم زدم بیرون تا دوباره مجبور نشم فحشاشو بشنوم ( بخونم )دوست دارم بخوابم ٬ ولی خوابم نمی یاد !حوصله بلاگا رو چرخ زدن و فیلم دیدن هم ندارم !