241
فیلمش مزخرف بود ! " نیش زنبور " همونجا خواستم برگردم که آرش و مریم اذیت کردن که تو همیشه ضد حالی و. . . ومن مجبور شدم باهاشون بمونم !تنهاچیزی که از اون ی ساعت یادمه همش اس بازی با شقایق بود و هی تند تند چیپس خوردن اصنم نگام ب فیلم نبود پروانه هی نیشگون می گرفت و می گفت تا حواسم ب مریم و آرش باشه ! موندم این فیلمو می دید یا دستای آرش رو که هی رو پاهای مریم ضرب می گرفت !یهو دلم هوا تورو کرد آخرین باری که با هم رفتیم سینما . . . تو بی پدر مادر ٬ تو زخمه چنگ بسته هنوزم دست از سرم برنمیداری ! هر جا میرم ٬ هر کی رو می بینم ٬ هر تلنگری . . .این تویی که می یای و جولان میدی !بخدا توانم نیست ٬ بریدم ! میشه ولم کنی ؟ من قول میدم همه بودنهاتو با همه شیرینی های تکرار نشدنیش برا همیشه قاب کنم بزنم سردر دلم ٬ ولی هی نشین دم در ٬ هی بی هوا تق تق کلون رو ننداز !اونقدر این تلنگر سخت و تاثیر گذار بود که دیگه تحمل اونجا رو نداشتم ب بهونه دستشویی اومدم بیرون و ی راست رفتم مزار ! توان نزدیک شدنم ب گور خالی هم نبود ! گور خالی که ٬ حالا یکی دیگه اونجاست ! رو مزار مامانی ب یاد تو اشک ریختم !گاهی اوقات ی وسوسه ای می یفته ب جونم که زنگ بزنم ب بهداد بگم جاتو نشونم بده ! نشونم نداد ٬ نداد حداقل بگه کجایی ! ولی ترس ! که نمیدونم منشاش کجاست و برا چی منو منصرف می کنه !.مامان و بابا رفتن باغ ! بابا یکی از دوستاشو برا شام اونجا مهمون کرده بود ! اونقدر حال و روزم خراب بود و قیافم درب و داغون که هیچ اصراری ب رفتنم نکردن !مامان معرکه اس ! یعنی ب این یقین دارم که همه ی مادرا معرکه ان ٬ محاله چیزی در تو موج بزنه ٬ محاله اشکی بریزی و اون نفهمه برا چی بوده و هست ! بغلم گرفت و گفت« قول بده هیچ وقت نری دیگه اونجا ! دیگه نمی خوام اینطور ببینمت » « من نرم هم اون می یاد ! بخدا می یاد من واقعا بریدم . . .»اونا رفتن و من تنها شدم !خیلی دوست داشتم بازم یکی دوتا نخ سیگار می بود ولی نبود معلوم نیست بابا کجا میذارتشون بی حوصله تر از اون بودم که بخوام بگردم ٬ بیخال شدم و نشستم دیدن فیلم شب نامزدی . . . من خیلی شانس آوردم که تونستم این فیلمو نیگه دارم !بابا اگه بفهمه مطمعنا اینم ب سرنوشت حلقه دچار میشه !خدا این مستی و تلخی رو ازم نگیره !نگیره ٬ نگیره . . .