36
بابا اين مونا ديونه اس اونم بد جور « دكتر هفته بعد واسم وقت داده برا عمل سينه ، مي خوام پروتز بذارم » شاخ در آوردم بد جور . مامان ولي بر خلاف اخلاقش كه اصلا دلش نمي خواست تو كارا عروسش دخالت كنه گفت « مگه زده ب سرت . تو بچه شير ميدي اين حماقتها واسه چيه خب ؟» و مونا با وقاحت تموم « اخه اتابك دوس داره . بچه هم شير خشك مي خوره من هنوزم جوونم و مي خوام اندامم زيبايي خودشو داشته باشه » تازه ازمنم نظر مي خواست . گفتم« ولي بذار بچه يكم بزرگتر بشه بعد دلت مي ياد از الان اونو از شير خودت محرومش كني . همه لذت زندگي كه تو زيبايي اندام خلاصه نميشه مهر مادري چي ؟» و اتابك « من دوس دارم زنم زيباييشو حفظ كنه اونم واسه من چيز ديگه اي هم واسم مهم نيست » اينقده اعصابم خورد شد و از اين طرز تفكرشون حالم بهم خورد كه ديگه بحث رو ادامه ندادم و رفتم تا اماده بشم برم بيرون واسه خريد مانتو . با ايلين و پروانه قرار داشتم تا تو كافه همو ببينيم . ولي همش حرفاي مونا واستدلالش منو بد جور درگير كرده بود . هر چند خودم ب زيبايي و حفظ اون خيلي خيلي اهميت ميدم ولي نه ب هر قيمتي . من اگه مادر بشم عمرا بتونم ي همچين كاري رو بكنم اخه اون بچه كوچولو نياز ب شير مادر داره ب مهرش و محبتش كه از همون شير خوردن هم تامين ميشه . ي مادر چقدر مي تونه سنگدل باشه خب . بچه ها خيلي زودتر از من اومده بودن و كلي فحش بارم كردن كه چرا اينقده منتظرشون گذاشتم . بعدش رفتيم خريد و من بازم با همه قولي كه ب مامان و ماهك داده بودم تا ايندفعه ي مانتو بلند و سنگين بگيرم ولي نتونستم و اونو گذاشتمش واسه بعد . واسه ترانه هم اون عروسكي روكه مدتها بود بهش قول داده بودم و لي هر دفعه يادم مي رفت رو خريدم . پروانه مدام از كاميار حرف مي زد و اينكه دلش بد جور اونومي خواد ومن بازهم شاخ دراوردم « چطور مي توني ب همين راحتي محمد رو بذاري كنار مگه دوسش نداشتي ؟ مگه نمي خواستي باهاش نامزد كني ؟» و اون فقط منو مسخره مي كرد كه « خيلي امل و بيشعورم واينكه هنوز اون كسي رو كه مي خواد واسه ازدواج مناسب نديده واين پسرا فقط واسه گذرون وقت خوبن » امروز چقدر كه از شنيدن حرفا ديگران و استدلالهاي مزخرفشون حالم بهم مي خوره . يكي فكر زيبايي اندامش اونم ب قيمت محروم كردن فرزندش از سيراب شدن محبت اون و يكي هم همه زندگي رو تو هوس و جاذبه هاي زود گذرو مزخرفش ميدونه . نميدونم من خيلي عقب موندم يا اينا خيلي خيلي از من جلو زدن ؟؟؟
+ نوشته شده در ساعت توسط