78
وای ٬آی ٬ وااااااااااااااای خیلی خوشحالم بدجور ازذوق زیادی تو لباسام جا نمی گیرم .مامان و بابا الهی قربونشون بشم هوار هوارتاااااااا.اصن فک نمی کردم با این حال و احوال دپرسی که داشتن بازم امروز و تولدم رو یادشون باشه .مث هر ساله که تو اولین لحظه های شروع این روز می یومدن برا غافلگیریم .خودمو زدم به خواب تا فک کنن من خبر ندارم تولدمه و اونا ذوق زده بشن از اینکه بازم تونستن امسال هم منو غافلگیر کنن ولی همش زیر پتو مدام استرس داشتم که نکنه یادشون نباشه نکنه فلان . . . که یهو با جیغ و داد و فریاد و طبل زدن رو قابلمه اومدن تو اتاقم :« هی هی هی بلند شوووووووووووو ٬ پیشی جونم بلند شو تولدته ٬ نازکم پیشی بلند شووووووو» ومن اونوقت مث این گیج و ویجا چشامو مالیدم که « ها چه خبره » هیچ لحظه ای برام لذت بخش تر از شادی اونا نیست اینقده بوسیدمشون و بوسیدنم که حد نداشت نصفه شبی مراسم کیک بران و آب شنگولی راه انداختیم . حتی مامان هم گیر نداد که کم بخور ومن مث این قحطی زده ها ی دل سیر به شیپر هم دادم مست کرده بود حیونی هی بالا و پایین می پرید .بعدش نشستم پا کامی تا ی پست دیگه بذارم و ذوقیدنم بیشتر شد وقتی دیدم عزیز ترین دوست بلاگی هم یادم بوده و برام پارتی بلاگی گرفته الهی قربونش بشم .از اولین ساعات صبح این گوشی من هی می زنگید و همه تولدمو تبریک می گفتن مث هر ساله اولین کسی که بهم تبریک گفت شقایق نازنینم بود.وبعد امیر اردلان و بگیر تاااااااااادوستان تازه لیلا و آرش و مهناز ! ناهار به پیشنهاد بابا همه رفتیم باغ ومن باز اونجا هم غافلگیر شدم .ی مهمونی کوچیک با حضور عمه و مامانی و خاله گیسو وحتی پریسا و امیر رو هم بابا دعوتیده بود .ی بار دیگه هم شمعها ی کیک رو فوت کردم و باز ماچ و بوسه های مامان و بابا نشست رو صورتم .باحال ترین کادو مال امیر محمد بود ی جعبه خیلی بزرگ که هی باز می کردم ی جعبه دیگه از توش در می یومد آخرشم دیونه فقط یه بسته کوچولو شکلات گذاشته بود توش اینقده خندیدم که دل و رودم داشت می ریخت بیرون .بقیه زیاد جالب نبودن هر کدوم ی سکه و کنارشم ی عروسک کادو دادن .ولی بابا باز هم در نهایت غافلگیری ... سند خونه ماهک رو که زده بود به اسمم کادو داد وبعدش ی نفس راحت کشید :« از بابت تو هم دیگه خیالم راحت شد » اشک نشسته بود تو چشام :« من اصن انتظار اینو نداشتم و ندارم خودتون برام عزیزین » مامان هم ی زنجیر خیلی زیبا که اسم خودم روش حک شده بود رو داد .خدا هیچ وقت اینارو ازم نگیر که این تن بره زیر خاک اون روز رو هیچ وقت نبینه .