نمیدونم چه مرگمه ، دوست داشتم مهرداد الان یم بود بودی و مثل همه وقتهایی که دلم درد داشت  سرمو میذاشت رو سینه اش و نرم با موهام بازی میکرد  . بابا هنوزم جواب تماسهای منو نمی ده ! بابا من خیلی خیلی معذرت می خوام . . .بابا منو درک کن لطفا ، ی چیزهایی هست که  گفتنش ب مامان واسم راحت تره ! ی چیزهایی هست که می دونم خودت هم خیلی بهتر از من می دونی ولی شرم  مانع از درد دل کردن واسه تو بود! ولی با همه اینها  من  قربونت میشم تورو خدا  بیشتر از این  نذار این دلم درد بگیره ! کاش میشد مردها هم بعضی حسهای زنها رو بفهمن . کاش میشد واسه ی بار هم شده از دید اونها ب بعضی چیزها نگاه کنند کاش. . .